بروز هرگونه اختلال در مجتمعهای پتروشیمی و پالایشگاهی عسلویه (پارس جنوبی) به عنوان قطب اصلی تولید گاز و محصولات پتروشیمی ایران، یک شوک عرضه عظیم در اقتصاد کشور ایجاد میکند. پیامدهای این اتفاق بر بازار محصولات پلیمری و بستهبندی (سلولزی) را میتوان در دو بخش مجزا بررسی کرد:
بخش اول: پیامدهای اختلال بر بازار محصولات پلیمری
صنعت تولید فیلمهای پلیمری (نایلون، نایلکس، سلفون و بستهبندیهای مواد غذایی و دارویی) به شدت وابسته به انواع پلیاتیلن (PE) و پلیپروپیلن (PP) است. شوک در عسلویه باعث اتفاقات زیر در این بخش میشود:
جهش شدید قیمت مواد اولیه: با کاهش تولید در عسلویه، عرضه در بورس کالا افت کرده و رقابت قیمتی سنگینی بین صنایع پاییندستی شکل میگیرد.
افزایش قیمت تمامشده محصول نهایی: هزینه بستهبندی بخش مهمی از قیمت تمامشده صنایع غذایی و بهداشتی است. گرانی پلاستیک مستقیماً منجر به تورم در تمامی کالاهای مصرفی خواهد شد.
بازار سیاه و واسطهگری: کمبود عرضه باعث شکلگیری بازار آزاد با قیمتهای نجومی برای گریدهای پرکاربرد (مانند پلیاتیلن سبک) میشود.
پتروشیمیهای کلیدی درگیر در منطقه عسلویه:
بیشترین مصرف صنعت بستهبندی مربوط به پلیاتیلن سبک (LDPE)، سبک خطی (LLDPE) و سنگین (HDPE) است. تامینکنندگان حیاتی این مواد عبارتند از:
۱. پلیمر آریا ساسول: تولیدکننده حدود ۳۷۵ هزار تن پلیاتیلن سبک و ۳۷۵ هزار تن پلیاتیلن سنگین؛ از اصلیترین تامینکنندگان مواد اولیه فیلم و ظروف بستهبندی.
۲. پتروشیمی جم: تولیدکننده ۳۰۰ هزار تن پلیاتیلن سنگین و ۳۰۰ هزار تن خطی؛ تامینکننده گریدهای نایلکس و ظروف پلاستیکی.
۳. پتروشیمی مهر: تولیدکننده تخصصی پلیاتیلن سنگین (حدود ۳۰۰ هزار تن در سال) جهت مصرف در فیلم و نایلکس.
۴. پتروشیمی پارس: تولیدکننده ۶۰۰ هزار تن استایرن مونومر در سال که خوراک اصلی تولید پلیاستایرن (ظروف یکبار مصرف و فومهای بستهبندی) است.
نکته مهم: خوراک مجتمعهای پتروشیمی در سایر مناطق مانند ماهشهر نیز از گاز پارس جنوبی تامین میشود؛ بنابراین اختلال در عسلویه، تولید پتروشیمیهای کل کشور را دچار افت شدید یا توقف خواهد کرد.)

بخش دوم: تبعات بحران بر بازار بستهبندیهای سلولزی (کاغذ، کارتن و مقوا)
این اختلال، بازار بستهبندیهای سلولزی را نیز با دلایلی کاملاً متفاوت دچار نوسان و جهش قیمتی میکند:
۱. تاثیر بر مقواهای وارداتی (ایندربرد و گلاسه)
مجتمعهای پتروشیمی عسلویه بخش عظیمی از تامین ارز کشور را بر عهده دارند. توقف صادرات آنها منجر به کاهش درآمدهای ارزی و جهش سریع نرخ دلار میشود. از آنجا که مقواهای تخصصی مانند ایندربرد (FBB) و گلاسه کاملاً وارداتی هستند، این جهش ارزی بلافاصله قیمت آنها را در بازار داخل چند برابر خواهد کرد.
۲. تاثیر بر تولید داخلی (کاغذ کرافت)
پارس جنوبی تامینکننده اصلی گاز کشور است. صنعت کاغذسازی به شدت انرژیبر است و افت تولید گاز در عسلویه مساوی با قطعی گسترده گاز این صنایع است. در نتیجه، کارخانههای تولید کرافت مجبور به توقف خطوط یا استفاده از سوختهای جایگزین گرانقیمت میشوند. علاوه بر این، مواد شیمیایی جانبی فرآیند کاغذسازی (مانند رزینها و چسبها) که ریشه پتروشیمیایی دارند نیز گران خواهند شد.
۳. شوک تقاضای جایگزین (سرریز از پلیمر به مقوا):
گرانی و کمبود شدید ظروف پلیمری باعث میشود بسیاری از تولیدکنندگان صنایع مختلف برای کاهش هزینهها، بستهبندی خود را از پلاستیک به کارتن و جعبههای مقوایی تغییر دهند. این هجوم تقاضا به سمت کاغذ کرافت و ایندربرد، در شرایطی که عرضه آنها محدود شده، یک حباب قیمتی بسیار بزرگ در بازار کاغذ ایجاد خواهد کرد.
نتیجهگیری:
حتی برای فعالانی که مستقیماً در حوزه پلیمر حضور ندارند، وابستگی زنجیره تامین به درآمدهای ارزی پتروشیمیها (برای واردات ایندربرد) و نیاز تولیدات داخلی به گاز پارس جنوبی (برای تولید کرافت)، باعث افزایش شدید هزینهها و قیمت محصولات در تمامی بخشهای صنعت چاپ و بستهبندی خواهد شد.
در نهایت، بهدلیل ناتوانی تولیدکنندگان در تولید انبوه یا عدم تمایل آنها به پذیرش ریسک تغییر، طرحهایی با جذابیت بصری بالا معمولاً کنار گذاشته میشوند. تمرکز اصلی تولیدکننده بر فروش و بازده اقتصادی قرار میگیره، نه بر نوآوری و زیبایی بصری؛ و همین امر باعث می شود طراحان خلاق بهتدریج از چرخهی تولید حذف بشن یا نقش آنها به حداقل برسد.
هم میشه با این نظر موافق بود و هم میشه در شرایطی خاص، راهی برای اجرای یک پروژه خلاقانه با بهرهوری بالا پیدا کرد و همزمان کاهش هزینههای تولید رو هم رقم زد. البته این موضوع باید بهصورت موردی بررسی بشه تا بتونیم براش مثال بیاریم.
مثلاً در یک پروژه گراور، طراحی بهجای ۱۴ سیلندر با ۱۰ سیلندر انجام شد، بدون اینکه کوچکترین آسیبی به آرتورک اولیه برسه. اگر این موضوع رو بهجای واحد پیشازچاپِ مستقر در چاپخانه، طراحان برندهای مطرح بدونن و یاد بگیرند، سالانه میلیاردها تومان از هزینههای بیدلیل در شرکتهای تولیدی کم میشه. این موضوع خودش بهترین راه برای کاهش هزینه و افزایش درآمد از محل صرفهجویی است.